به نام خدا و با سلام به همه دوستان ،احساس كردم امروز روز مهميست به همين خاطر تصميم گرفتم نظرات و برداشت شخصي خودم را از رويداد امروز بنويسم.
خوب همگي مطلع هستيم كه امروز انتخابات رياست جمهوري برگزار ميشود و انتظار ميرود كه حضور مردم به دليل اتفاقات مختلف از جمله فضاي بازتر تبليغاتي و مناظره ها و افشاگري ها و پرده برداري ها و دلايل متعدد ديگر گسترده باشد ، اين كه با انتخاب هركدام از كانديداها چه تغييري در مديريت كشور و شاخص خفقان و اقتصاد و سياست داخلي و خارجي بوجود مي آيد و چه تاثيري بر استان گيلان و گيلك نشين ها و شماليها و ديگر اقوام و نواحي كشورخواهد داشت ،نظرات و احتمالات زيادي مطرح است .من در زمانهاي مختلف و در سايتهاي دوستان نظرات خودم را گفتم و تاكيد كردم كه سرنوشت گيلان كاملا پيوسته به ايران است و نميتوان به هيچ وجه بي تفاوت باشيم با اينكه ممكن است هيچ كدام از كانديداها حرف دلمان را نزنند ولي بايد ببينيم كدام يك از كانديداها باانتخاب شدن ممكن است به گيلان كمتر ضربه بزند يا كدام كمتر منافع ايران را به خطر مي اندازد .چيزي كه مشخص است هيچ كدام از اين چهارنفر درشان ملت ايران نيستند؛ ولي خوب بنا به دلايل گوناگون بيتفاوتي ما اين خطر رابوجود مي آورد كه فرد ناكارآمد تر انتخاب شود ؛ همچنين بايد توجه كنيم كه در ايران قدرت فقط در اختيار رييس دولت نيست و گروههاي قانوني و پشت پرده نيز در هرم قدرت سهم دارند ؛ به هر حال ما ناچار به حضور در انتخابات هستيم به اين اميد كه استارت اصلاحات بسيار تدريجي و غير محسوس شروع شود ؛اصلاحاتي كه ممكن است باز هم مانند سال 76 با برخورد شديد افكار حاكم روبرو شود همانطور كه 12 سال پيش شاهد آن بوديم ؛هيچ تضميني هم وجود نداردكه اين اصلاحات شروع شود، چيزي كه مشخص است ايران خواسته يا ناخواسته تحت تاثير شديد جامعه جهاني قرار داردواين اصلاحات و رفرم ها اگر الان شروع نشود ؛4سال ديگر اگرنه ،8 سال ديگر ؛يا شايد بيشتر ؛به هرحال اين روند قابل پيشگيري نيست و حركت به سمت ميانه روي و تعامل با جامعه جهاني و تغيير افكار تك تك ما ايرانيان اجتناب ناپذير است ،و مطمئنا گزينه هاي ديگر كه مطرح ميشود كه ممكن است در ايران اتفاق بيافتد مانند انقلاب و كودتا و حمله دشمن خارجي يا حتي ،حتي تجزيه داخلي بوسيله بعضي گروههاي تجزيه طلب ترك و كرد و بلوچ و عرب و... بسيار غير محتمل و ناپايدار است مثلا همين گزينه اخير را جامعه جهاني اصلا نميتواند تحمل كند ، نمونه هاي مختلفي وجود دارد از تغيير مرزهاي سياسي كشور ها كه باز به حالت اول خود بازگشت و با مقابله صحنه گردان هاي سياست جهاني مواجه شد از جمله استقلال اوستياي جنوبي كه فقط چند كشور از جمله روسيه آن را برسميت شناخت يا قره باغ(آرتساخ) يا مناطق كردنشين بويژه در عراق يا مسئله كشميريا تايوان يا تبت ؛به هرحال در ايران فعلي كه كشوريست با مشكلات و ضعف هاي عديده باز هم جاذبه بيشتر از دافعه است .نتيجه اينكه در ايران امروز صحبت از جدايي گيلان و حتي حكومت فدرالي كاملا منتفي است و قابل اجرا نيست و اگرهمه مردم گيلان خواستار خودمختاري نسبي هم باشندباز با واكنش شديد حكومت مواجه خواهند شد تجربه اين را ثابت كرده درموضوع كردستان در اوايل انقلاب و آذربايجان در سالهاي اخير ، من شخصا با تجزيه ايران كاملا مخالف ولي با فدرالي شدن موافق هستم البته بهتر است كه فدرالي شدن ايران چند دهه ديگر انجام شود ؛ فعلا دولت هاي اصلاح طلب و ميانه رو بهترين گزينه ها هستند ،چيزي كه در بين ايرانيان هويداست افزايش ملي گرائيست طوري كه اين نيرو از قوميت طلبي كاملا پر قدرت تراست ،ضمنا در حال حاضر فدرالي شدن ايران با تحركات قوميت طلبان و تند روهاي مذهبي و سوءاستفاده قدرتها و همسايگان خارجي، ايران را به هرج و مرج و اغتشاش ميكشاند و واكنش بسيار تند حكومت را در پي خواهد داشت و هنوز ايرانيان از لحاظ بينش و درك سياسي آمادگي پذيرش ايراني فدرالي را ندارند و بعد هم بسياري از اقوام مهاجرت هاي گسترده اي را به مناطق مختلف كشور داشته اند و ما با تغيير قوميتي مواجه بوديم مانند مهاجرت بلوچان به گلستان يا تركان به شهرهاي غربي گيلان و مناطق مركزي ايران مثل كرج و قم و... البته اگر فدرالي شدن براساس منطقه سكونت اقوام باشد، پس بايد منتظر اصلاحات نرم در حكومت فعلي بود تابعد از چند دهه حكومت به سمت ملي گرايي بيشتر گرايش پيدا كند و احزاب ملي گرا و پان ايرانيست ها و ملي مذهبي ها صاحب قدرت شوند و اين باعث خواهد شد كه اقوام صرفا ايراني در حكومت ها نقش داشته باشند مانند گيلك و فارس و تالش و لر و كرد و بلوچ و (تات؟) و نقش قوميتهايي كه در قرن اخير بارها خواستار جدايي بودند در نظام حاكم در ايران به شدت كمرنگ شود مانند ترك و تركمن و عرب ؛اگر ميگوييم احزاب پان ايرانيست به اين خاطر است كه اجماع اقوام ايراني جلوي مهاجرت تركان به مناطق تالش نشين را ميگيرد و دست تركمن ها درشرق مازندران(گلستان)كوتاهتر ميگردد يا كردها در آذربايجان غربي به حق پايمال شده خود در مقابل تركان دست خواهند يافت(اقوام ايراني نژاد از خواسته هاي هم حمايت ميكنند) ، البته مسائل خيلي پيچيده ترازاينها ست ،اين كه عرض كردم ،يك دورنمابراي ايران است ؛درست است كه زمانبر ولي دست يافتني است، در اين شرايط قوم تركمن و عرب و قشقايي به سرعت استحاله خواهند شد و قوم ترك هم در مقابل اتحاد ايراني نژادها كاري از پيش نمي برد ، واين سناريو كه شما ترك نيستيد بلكه آذري هستيد و زبان شما پهلوي آذري بوده يا در بعضي مناطق تالشي بوده و به مرور زمان تغيير يافته؛ به آرامي قابل اجرا خواهد بود ؛ اين كه ميگوئيم سناريو به اين معني نيست كه واقعا تغيير زبان اتفاق نيفتاده بلكه بسياري از مورخان مثل كسروي به اين موضوع اشاره كردند ، شاهد زنده تالش نژادان تركزبان در هشتپرتالش و نمين اردبيل و آستارا، به هر روي نبايد افكار خود را متمركز به اين كنيم كه ما بايد از ايران جداشويم كه خيلي مضحك و ساده لوحانه و بي نتيجه خواهد بود كاري كه تركان با اين همه اتحاد با شورش چند صد هزار نفري در تبريز با سركوب بسيار شديد حكومت مواجه شدند ؛ يا كردها بصورت مسلحانه هم نتوانستند ازايراني كه خسته از جنگ تحميلي بود جداشوند،بايد به دولت هاي اصلاحاتي اعتماد كنيم حتي ممكنت است اين دولت ها با چالش هاي جدي مواجه باشند يا حتي ناموفق ولي ناگزير هستيم به اين دولت ها گرايش پيدا كنيم به اين اميد كه به مرور زمان ملي گرايي در ايران تقويت شود (ايران گرايي نه فارس گرايي) ما در اين راه تنها نيستيم و هموطنا ن لر و تالش و بلوچ و تات و بويژه كرد ها هم با ماهستند و به حكومت ها ميفهمانند كه فقط فارس ها نبايد در ايران نقش داشته باشند و تقويت هويت ديگر اقوام ايراني فقط ايران را تقويت ميكند.
صحبتهايي ميشود درمورد اينكه آقاي موسوي ترك است و با انتخابات تركها نفوذشان بيش از پيش ميشود يا اينكه هاشمي عامل ورشكستگي بسياري از صنايع مانند الكتريك رشت در اين گروه حضور دارند ، البته ها اين دور انديشي دوستان تحسين برانگيز است ولي بايد توجه داشت كه در دولت فعلي (آقاي احمدي نژاد)هيچ خواسته اي قابل پيگيري نيست با اينكه ممكن است اين دولت به كارهاي اقتصادي پرداخته باشد و به دهك هاي پائين رسيدگي كرده باشد ولي مطمئنا اين كارهاي اقتصادي بدون توجه به حاكميت ملي ، سياست خارجي ضعيف و بدون توجه به اصلاح ساختار سياسي كاملا بي اثر و حتي به بحرانهايي مانند رشد نقدينگي و ركود و تورم مي انجامد.اين نكته هم بايد خاطر نشان شود كه بهترين استاندار يعني آقاي مهندس قهرماني كه تعصب عجيبي به گيلان دارند و روز به روز محبوبيتشان در گيلان بيشتر شده، با انتخاب آقاي موسوي احتمالا بركنار خواهند شد و اين يعني باز هم توقف عمران و آبادي گيلان .
البته نظر من اين است كه با انتخاب آقاي موسوي خواسته ما گيلكان بهتر قابليت مطرح شدن را دارد واين كار ماست كه يك هسته متمركزي از فرهنگيان و روشنفكران و دانشجويان و حتي طرفداران آقاي احمدي نژاد كه باشكست احتمالي ايشان بوجود بيايد و در همايش ها خواسته هاي خود را مطرح كنيم البته نه مانند راهي كه تركان انتخاب كردند كه كاملا نابخردانه بود ما بايد از هوشمندي تاريخي قوم خود كاملا بهره ببريم واز تماميت ارضي ايران با قاطعيت دفاع كنيم و دركنار آن به دولت ها بگوئيم كه خواستار توجه بيشتر از لحاظ اقتصادي وفرهنگي هستيم و تاكيد كنيم كه ما مانند فلان قوم حاكميت ايران را زير سوال نبرديم ، البته كارديگر جامعه نخبگان و فرهنگيان و دانشجويان و بزرگان گيلان اين است كه به عوام قوم گيلك بفهمانيم كه راه پيشرفت و توسعه گيلان فقط از كنار توجه به زبان مادري و ديگر عناصر هويتي ميگذرد و غير از اين هرتوسعه اي پايدار نخواهد بود ، واگر هم آقاي احمدي نژاد انتخاب شدند باز هم به طور قطع دولت ها ي اصلاحاتي دولت ايشان را در دورهاي بعدي ساقط خواهند كرد و اصلاح طلبي و ملي گرايي و كاهش تنش ورابطه با همه كشورها اجتناب ناپذير است .
موضوع ديگر اينكه دوستان وبلاگ نويس ما بايد از تمام بزرگان گيلان ،اساتيد دانشگاه ؛دانشجويان ،سرمايه داران ،فرهنگيان ،وكلا،نمايندگان مجلس،ورزشكاران،روحانيت گيلان و... بايد بخواهيم كه براي اتحاد مردم گيلان و شمال دست به دست هم دهيم و اولين گام تشكيل يك اتحاديه ياNGOاست كه وظايف و مرامنامه و اساسنامه آن به تائيد همه اعضاء برسد و جلسات هفتگي و ماهانه آن بطور منظم برگزار شود و آثار تبليغي آن بطور گسترده در بين توده گيلك و تالش و شماليها پخش شود((( دربين برنجكاران، چايكاران، صيادان ،بيكاران صنايع ورشكسته ،جوانان ، دانشجويان، و درسطح تمامي روستاها و شهرها ))) مطمئنا با تمركز بخشيدن و غير سياسي كردن فعاليت ها و با ميانه روي بهتر به نتيجه ميرسيم اين اتحاديه ميتواند در همه موارد مربوط به گيلان اظهار نظر كند و با پشتيباني توده هاي روشنفكر و سرمايه دار و عوام گيلك همراه باشد ما در حال حاضر نبايد مستقيما سراغ خواسته هاي سياسي برويم گيلان ما با مشكلات عديده اي مواجه است مانند تخريب منابع طبيعي (بطور نمونه بايد اتحاديه در اين مورد به دولت بگويد كه گيلان در حال حاضر با اين نوع مديريت نميتواند اين همه گردشگر را از نقاط ديگر ايران پذيرا باشد كه تخريب شديد منابع طبيعي و آلودگي سواحل و جنگلها شاهدي بر اين مدعاست ) يا مشكلات چايكاران و برنجكاران و سنتي بودن روشهاي بهره برداري و نبود كارخانه هاي مدرن براي فرآوري و مشكل برنج و چاي خارجي و اشباع آن در بازار و سوداگران كه اتحاديه در اين مورد ميتواند از كمك كارشناسان كشاورزي و اقتصاد دان ها و صاحبان صنايع كمك بگيرديا مورد ديگر بعنوان مثال در صورت پيروزي هركدام از كانديداها بخواهيم كه مشكل صنايع سنگين و نيمه سنگين گيلان حل شود و به مرور ميتوانيم وارد بحث هايي مثل زبان مادري شويم ابتدا بايد دولت از حسن نيت ما مطمئن شود . شايد اولين كار اتحاديه بايد اين باشد كه نگذارد مهندس قهرماني در صورت پيروزي آقاي موسوي بركنارشود !!
با نظراتتان به گسترش اين بحث و شايد تشكيل اتحاديه يا NGO كمك كنيد.
دوشنبه 25خرداد:چيزي ندارم بگم فقط به ياد فيلم كيف انگليسي افتادم و انتخابات هاي آن دوره...



